کد خبر : 3415
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۵
48 views

داعش؛سلفی های مزدور/تحلیل دکتر محمد نعمت پور

داعش؛سلفی های مزدور/تحلیل دکتر محمد نعمت پور

پایگاه تحلیلی خبری سفیر شوشتر: دکتر محمد نعمت پور مدرس گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور اهواز همزمان با حوادث اخیر عراق و پیشروی های شگفت آور گروه داعش،تحلیل ها درباره ماهیت بحران نیز تا حدودی مبهم و چند وجهی است اما وجه مشترک همه این تحلیل ها با این پرسش ها آغاز می شود که

پایگاه تحلیلی خبری سفیر شوشتر: دکتر محمد نعمت پور مدرس گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور اهواز

همزمان با حوادث اخیر عراق و پیشروی های شگفت آور گروه داعش،تحلیل ها درباره ماهیت بحران نیز تا حدودی مبهم و چند وجهی است اما وجه مشترک همه این تحلیل ها با این پرسش ها آغاز می شود که به راستی گروه تروریستی داعش چگونه گروهی است؟دلایل پیشروی این گروه چیست؟جبهه بندی کنونی عراق از چه زاویه ای قابل بررسی است و آینده این کشور راه به کدام سو دارد؟داعش در واقع دنباله های جریان وهابیت است و با توجه به شرایطی که منطقه دارد و سیاست هایی که دخیل است، مرتب تکثیر شده اند.اصل ایدئولوژی شان وهابیت است و به جریان سلفی گری ابن تیمیه و احمدبن حنبل باز می گردد.داعشی ها در اصول، اشعری مسلک هستند و در رویکرد فکریشان قائل به این هستند که باید به اسلام اصیل و اولیه سلف باز گردند،در واقع تکیه کردن کتاب و سنت رکن اصلی ایدئولوژی این هاست.البته آنها فقط ظاهر کتاب را می خوانند و هیچ گونه تفسیر و فراتر رفتن از ظاهر کتاب و آیات را قبول ندارند.به بیان دیگر داعش یک رویکرد ضد فلسفه ضد عقل و ضد اجتهاد دارد.آنها از زمان وهابیت اعلام کرده بودند که اجتهاد را قبول دارند؛ اجتهاد سلف را همچنین ایجاد مذاهب 4گانه اهل سنت را قبول ندارند و آن را باعث تفرقه می دانند. داعشی ها چون رویکرد عقلانی ندارند می گویند خودمان اجتهاد می کنیم. داعش مذاهبی که بعداز صدر اسلام پیدا شده اند را بدعت می داند. بنابراین از جمله ویژگی های ایدئولوژیک شان برگشت به صدر سلف ظاهر کتاب سنت احیای خلافت اجرای شریعت و به وحدت رساندن مسلمانان است.

این سخن مبنی بر وحدت ایجاد کردن میان مسلمانان،شعاری بیش نیست،این گروه در عمل خلاف وحدت مسلمانان رفتار می کنند و حتی بیشتر در میان مسلمانان کشتار انجام می دهند. می دانیم که عمده کشتارهایی که طی دو قرن اخیر و سال های گذشته اتفاق افتاده در ادامه حرکت بن لادن و در داخل کشور های اسلامی بوده است. نباید از نظر دور داشت که یکی از مبانی ایدئولوژیک آنها برای دامن زدن به تضادهای داخلی ضدیت آن با شیعه است.بنیاد گرایان از زمان ابن تیمیه معتقد بودند که شیعیان مشرک هستند زیرا اولا به پیامبر و ائمه متوسل می شوند و شفاعت می خواهند و ثانیا برایشان گنبد می سازند. آنها این اقدامات را شرک،شیعیان را مشرک و واجب القتل می دانند.این در شرایطی است که در میان شیعه توسل به پیامبر و ائمه به عنوان در برابر خدا قرار دادن آنها نیست بلکه این بنیاد گرایان شیعیان غالی را به همه شیعیان عمومیت داده اند .حتی خود شیعیان نیز شیعه غالی را قبول ندارند.بنابراین آنها با این رویکرد ضد شیعی در جبهه داخلی در میان مسلمانان به قتل شیعیان مبادرت می ورزند و در پاکستان و افغانستان نیز هر روز شاهد عملیات هایی علیه شیعیان هستیم. در سوریه نیز همین مسأله شیعه و سنی بهانه قرار گرفت و در پی آن کشتارهای وسیعی صورت گرفت.البته این ویژگی ایدئولوژیک شان یعنی ضدیت با شیعه تاکنون بسیار مورد سوء استفاده قرار گرفته است.داعش با هر گونه نو آوری به عنوان بدعت مخالف است.آنها هر پدیده ای که در قرون اخیر ایجاد شده،نهادهایی که شکل گرفته اند و اندیشه ها و افکار جدید را کفر، ظلالت و بدعت می دانند و با آنها مخالف هستند.این رویکرد آنها در واقع همان ادامه دیدگاه های رشید رضا هست. این جریان تکفیری در ذات خودشان محافظه کار هستند و تغییرات اجتماعی، علمی، نو آوری،تکنولوژیک و نهاد های جدید را قبول ندارد.با این تفاسیر در قرن 21 چگونه می توانند خلافت امپراطوری یا امارت اسلامی بنیان گذارند.از نظر اجتماعی اکثر و غالب افرادی که جذب این گروه ها  می شوند از افراد فقیر،محروم ،بی سواد یا روستایی هستند و در فقر و محرومیت به سر می برند. این افراد وقتی به عضویت این گروه در می آیند هم تامین مالی می شوند و هم به آنها وعده داده می شود که بهشت را در این دنیا برقرار خواهند کرد تا کفر،ظلالت و شرک را برطرف کنند.

برخی کشورهای منطقه و در راس آنها عربستان اصلا از تحولات اخیر در عراق راضی نبودند،بنابراین اکنون در پیوند با بقایای رژیم صدام و بعثی ها یک پروژه ضد دولت عراق را دنبال می کنند.همچنین عربستان از سیاست های آمریکا درباره سوریه نیز سر خورده شده است زیرا آنها انتظار داشتند آمریکا علیه سوریه وارد عملیات نظامی شود اما نشد.بنابراین رژیم حاکم بر عربستان بخصوص بندر بن سلطان،وزیر اطلاعات پیشین این کشور،در پیوند با محافل افراطی جمهوری خواهان در آمریکا این طرح را مطرح کردندکه جیش محمد یا لشکر محمد با 50 هزار نیرو را در منطقه ایجاد کنندو اکنون داعش نیز بخشی از همان پروژه است.آنها یک موضع کاملا حمایتی نسبت به داعش دارند و حتی وزیر خارجه عربستان موضع گیری کرده و شورش داعش را به عنوان قیام مردمی جلوه می دهد.مساله دیگر این که عربستان مایل نیست در کشور هایی مانند عراق و سوریه،دولت هایی حکومت کنند که سیاست ها و الگوهایی را خلاف جهت آنها پیگیری کنند مثلا اخوان المسلمین در مصر مورد تایید عربستان نبود بنابراین سعودی ها حتی جریان های میانه رو را حمایت نمی کنند و در مصر بر خلاف اخوان و در حمایت از ارتش وارد عمل شدند.از همان زمانی که پادشاه اردن بحث هلال شیعی را مطرح کردسعودی ها با وابستگی ها و منافع خاصی که دارند جدال شیعه و سنی را در منطقه دامن زدند. همچنین آنها ادعای نمایندگی اهل سنت را در برابرشیعه دارند.همچنین نباید از نظر دور داشت که این گروه های خشن افراطی اغلب مورد استفاده ابزاری قرار می گیرندو بعد ازانجام مأموریت شان ممکن است حذف شوند.همچنان که اکنون در میان مهره های اصلی داعش نیز عناصر سیاسی مانند بقایای رژیم بعث صدام قرار دارند. بنابراین در حال حاضر این سلفی ها برای بر هم زدن اوضاع در عراق در کنار هم سازمان داده شده و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی می شوند.در این فضای درگیری و خشونت،رانت های گسترده مخصوصا فروش اسلحه نیز دخالت دارد.

داعش،چگونه داعش شد؟

نام داعش که در ابتدا “الدوله اسلامیه فی العراق” نامیده می شد،به شکل جدی از مارس 2011 بر سر زبان ها افتاد یعنی درست از همان زمانی که این گروه توانست با استفاده از فقدان قدرت کاریزماتیک رهبر کم حرف القاعده یعنی ایمن الظواهری و پراکندگی نیروهای آن ،دستجات و جریان های مختلف وابسته به القاعده را جذب خود کند.با این وجود بالا گرفتن بحران سوریه و امتداد داعش تا سوریه بود که در آوریل 2013نام داعش الدوله الاسلامیه فی العراق و الشام را به شکل رسمی مطرح کرد. حلقه اصلی داعش در اکتبر 2006با عنوان دولت اسلامی عراق و به دست ابو عمر بغدادی شکل گرفت.ابو عمر کمی بعد در جریان یک درگیری مسلحانه در منطقه  الغزالیه عراق کشته شدو پس از وی ابوبکر بغدادی یا همان ابراهیم عماد ابراهیم علی البدری السامرایی ،رهبری این گروه را بر عهده گرفت .ابوبکر بغدادی بر خلاف ابو مصعب زرقاوی که فیگور های حماسی وی در ویدئوهای متعدد تصویر یک شومن تروریست را به او بخشیده بود و سرانجام از همین طریق شناسایی و کشته شد ترجیح می دهد که کمتر دیده شود بنابراین نه تنها نوار ویدئویی از خود منتشر نمی کند که در میان دیگر فرماندهان جهادی نیز با نقاب ظاهر می شود.شاید به همین دلیل باشد که درباره پیشینه رهبری که در عین زیرکی فاقد قدرت کاریزماتیک دانسته می شود سخنان ضد و نقیضی بیان شده است.گفته می شود که وی در سال 1971 در خانواده ای سر شناس و مذهبی در سامرا ء به دنیا آمده فارق التحصیل دکترای علوم اسلامی از دانشگاه اسلامی بغداد و خطیب یکی از مساجد سنی بوده است پس از اشغال عراق در سال 2003 به دلیل فعالیت در چند گروه مسلحانه منصبی را در مجلس شورای مجاهدین عراق و انجمن قضایی دولت اسلامی عراق کسب کرد. وی در سال 2005 دستگیر و به زندانی در جنوب عراق انتقال یافت تا اینکه پس از انتقال مدیریت این زندان امریکایی به عراقی ها در سال 2009 آزاد شد ابوبکر البغدادی در 16 می 2010  خود را به شکل رسمی به عنوان رهبر دولت اسلامی عراق معرفی و به انجام چند عملیات خونبار تروریستی جایگاه خود را تثبیت کرد. بغدادی از جمله کسانی است که ایالات متحده برای دستگیری آنان جایزه تعیین کرده است و برخی تحلیل گران او را جانشین واقعی بن لادن می دانند.

درباره دلایل حضور گروه تروریستی داعش در سوریه روایت های مختلفی بیان شده است اما آنچه مورد اتفاق است، آن است که البغدادی از مخالفان حضور در سوریه بوده است اما هراس از انزوا و قدرت گرفتن دیگر گروه های رقیب باعث شد تا جبهه النصره به عنوان شاخه سوری این گروه به رهبری ابو محمد جولانی در سوریه تشکیل شود پر آوازه شدن تدریجی جولانی، عدم تمکین وی از دستورات رهبران سابق خود امکان جلب مستقل کمک های مالی هواداران عرب در کشور های خلیج فارس و نیز گسیختگی تدریجی هواداران و اعضای آن از داعش عمده ترین دلایل بروز اختلاف میان دو طرف شد تا جایی که جولانی با رد درخواست ابوبکر بغدادی و حاجی البکر معاون بغدادی مبنی بر اعلام صریح وابستگی به داعش عملا بر جدایی خود از داعش رسمیت بخشید امری که پس از همراه کردن حمایت ایمن الظواهری با جبهه النصره به مثابه آتشی بر هیزم خشم داعش بود ومنجر به بروز درگیری های خونین میان این دو گروه شد،درگیری هایی که اکنون از حسکه تا دیرالزور سوریه امتداد دارد و دامنه خشونت های داعش در آن به حدی است که القاعده نیز آن را محکوم می کند.پیامد این اقدام البته آن بود که داعش از بازگشت شاخه بریده خود،صرف نظر کند و حضور مستقلی در سوریه داشته باشد.

راه حل

در عراق باید یک دولت ملی و ائتلاف گسترده صورت بگیرد،همچنین احزاب،گروه های اصلی،گروه های حاکم و اپوزیسیون به اجماع ملی دست یابند و فرهنگ سیاسی و قوانین نهادها را در چارچوب یک دولت ملی و مدرن شکل دهند.وقتی در عراق شکاف شیعه،سنی و کرد وجود دارد و وقتی بخشی از اهل سنت و کردها احساس کنند که سهم خود را نگرفته اند این زمینه ایجاد می شود که تحت پوشش های مذهبی مخالفت را گسترش دهند. البته شرایط عراق بسیار خطرناک و پیچیده تر است؛جدای از اشتباه بودن برخی از سیاست ها،نفوذجریان های بیرونی روی نابسامانی های داخلی تاثیر داشته و آن را افزایش داده است.در حال حاضر آمریکا با وجود حمله به عراق و سرنگونی رژیم بعث اعلام کرده که دولت مالکی باید اقلیت اهل سنت را بیشتر در حکومت دخالت دهد. بنابراین اکنون نیاز به یک اندیشه و فرهنگ سیاسی مدرن و نهادهای مناسب است و همچنین همه گروه های مخالف باید جذب در سیستم شوند.تمام رژیم هایی مانند عراق یا سوریه باید برای حل بحران در این جهت حرکت کنند که گروه های اصلی مخالف را جذب سیستم کنند تا زمینه های اجتماعی و اقتصادی مخالفت های توده ای را رفع کنند.

آینده تحولات

بخش قابل توجهی از نیروهای داعش را باید در زمره بقایای حزب بعث عراق دانست.حزب بعث عراق دارای ساختار اطلاعاتی بود. در عراق گروه های اطلاعاتی و امنیتی کنترل ارتش را عهده دار بودند.در حالی که حزب بعث سوریه توسط نظامیان سازماندهی شده و کنترل مجموعه های امنیتی توسط گروه های نظامی انجام گرفته است.چنین تفاوت هایی زمینه ایجاد تضادهای سیاسی بین حزب بعث سوریه و عراق رابه وجود آورد اختلاف راهبردی صدام حسین و حافظ اسد هم اکنون در تضادهای داعش با نیروهای تحت حاکمیت بشار اسد مشاهده می شود.افزایش قدرت گروه های تکفیری در خاورمیانه تابعی از حوادث و تحولات بهار عربی و بیداری اسلامی است.چنین فرایندی در سال 2011 منجر به حمایت آمریکا از تحولات سیاسی جهان عرب گردید.مقامات آمریکایی بر این اعتقاد بودند که جابجایی قدرت در خاورمیانه زمینه لازم برای رادیکالیزه شدن گرو های هویتی را فراهم می سازد.هدف آمریکا در این دوران تاریخی را باید کم اثر سازی موضع هویت اسلامی و جبهه مقاومت دانست.در چنین فرایندی بود که آمریکا از مارس 2011 حمایت خود را از گروه های تکفیری در سوریه ، در دستور کار قرار داد.چنین اقداماتی معطوف به حمایت از الگوه هی راهبردی عربستان،ترکیه و قطر در روند معطوف سازی قابلیت ژئوپلیتیکی ایران بوده است. ایالات متحده در سوریه از الگوی مداخله گرایانه بهره گرفته و به این ترتیب موفق گردید تا زمینه های لازم برای گسترش بحران را ایجاد نماید.اگر چه از داعش به عنوان نیروی تروریستی یاد می شود،اما واقعیت آن است که این گروه در مناطق مرکزی عراق و سوریه از پشتوانه اجتماعی و راهبردی برخوردار است.بنابراین مفهوم جدیدی را می توان در قالب تروریسم تکفیری تبیین نمود.تروریسم تکفیری به عنوان نیروی گریز از مرکز در جهت مقابله با نهادهای مدنی و اجتماعی خاورمیانه ایفای نقش می کند.بطور کلی داعش ، عناصر تکفیری، سلفی و بعثی که هم اکنون در کشور عراق و سابقا در سوریه مشغول به تخریب و غارت و نیز انجام اقداماتی خارج از عرف بین المللی هستند ضعیف تراز آنند که اراده و خواست خود را به مردم کشورهای منطقه تحمیل کنند. در واقع آنها نقش کاتالیزور را برای اقدامات غرب ایفا می کنند که با درایت و اتحاد کشورهای منطقه در برخورد با این پدیده و سایر پدیده های مرتبط با این گروه که شکل گرفته و ساخته ی محور غربی – عربی وعبری این توطئه محکوم به شکست است.کشورهای منطقه حامی گروهک داعش و محور عربی-غربی-عبری که از داعش حمایت می کنند باید بدانند که این حمایت ها از گروهک داعش باعث می شود که این گروه زمانی به مرزهای این کشورها رسوخ کرده و امنیت وثبات این کشورها را به خطر بیندازند و آن روز زمانی است که این کشورها تاوان سنگینی بابت حمایت از داعش خواهند پرداخت که پشیمانی دیگر برای آنها سودی نخواهد داشت.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۲
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

ايوب دروچي چهارشنبه , ۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۷:۴۹

با سلام و عرض ارادت خدمت سرور گرامي جناب آقاي دكتر نعمت پور، احتراماً تحليل حضرتعالي از گروه داعش و چگونگي پيدايش و استمرار آن، تحليل جامعي است و از اكثر تحليل‌هايي كه اخيراً در تارنماها و جرايد انتشار يافته، كاملتر است. لكن بنظر اينجانب برخي مسائل و رويدادها در اين پروسه وجود دارند كه عنايت مضاعف به آنها، شايد تحليل‌ها را به سمت و سويي ديگر بكشاند كه به اختصار به شرح زير بيان مي‌دارم:
1. نقش عشاير قدرتمند عراق و همكاري آنها با داعش در عين ناباوري، در اين تحليل كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
2. نقش سني‌ستيزي نوري المالكي و بهره‌جويي از ديكتاتوري اكثريت شيعه، در اين تحليل مغفول مانده است.
3. همكاري تركيه و قطر در حمايت از اخوان المسلمين مصر، حمايت قطر از گروه النصره‌ي سوريه و اختلافش با عربستان در اين خصوص و نيز اختلاف قطر و عربستان در ارتباط با اخوان المسلمين مصر تأمل برانگيز است كه موضوع بايد بيش‌تر باز شده و با جزئيات كامل به طور تفصيل بيان شده و توضيح داده شود.
4. تاكنون سند قابل اعتنايي براي حمايت‌هاي عربستان از داعش در دست نيست. بلكه صرفاً به برخي از جملات بيان شده توسط سلطان بندر به نقل از ديپلمات‌ها و دولتمردان غربي اشاره مي‌شود.
5. كودتاي نظاميان مصري عليه دولت قانوني مرسي و حمايت تركيه و آمريكا از مرسي و در عين حال برخي اختلاف تركيه و آمريكا با يكديگر در مباحث متعدد ممتنع‌الجمع، پارادوكسي پيچيده ايجاد كرده است كه بايد تشريح شود.
6. دليل محكمه پسندي براي حمايت امريكا و اسرائيل از داعش در دست نيست.
7. اعلام احتمالي استقلال كردستان و مخالفت ايران و امريكا با آن و در عين حال حمايت ضمني تركيه و اسرائيل از اين استقلال و دلايل آن كه نقش بسزايي در روشن شدن رفتار ساير كشورها نسبت به تحركات داعش دارد، در اين تحليل به چشم نمي‌خورد.
8. در تحليل طبقاتي، چپگرايان اظهار مي‌دارند كه در اواخر نظام دو قطبي، آمريكا از نيروهاي مذهبي براي ممانعت از نفوذ كمونيسم بهره جسته بود و اينك از همين نيروها براي جلوگيري از شيوع تفكرات سوسياليستي استفاده مي‌كند تا رقيبي براي دستورات صندوق بين ا‌لمللي پول، بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني زمينه‌ي رشد و نمو پيدا نكند. امريكا طرحي را كه شكست نخورده و جواب ميدهد، كنار نمي‌گذارند و آن حمايت از گروه‌هاي مذهبي است. اما نه از گروه‌هاي تندرو كه موجب آزار و اذيت خود غرب را فراهم مي‌سازد. اسلام در ميان مسلمانان قابل حذف و ناديده گرفته شدن نيست. پس حال كه امريكا مجبور است با اسلام بسازد، چه بهتر كه با اسلام ميانه‌رو كنار آيد كه حمايتش از دولت اردوغان در تركيه و دولت مرسي در مصر از اين منظر است. اين استراتژي امريكا در خاورميانه است. بندرت ممكن است به صورت تاكتيكي از تندروها نيز حمايتي كرده باشد ولي تجربه القاعده در افغانستان در دوران جنگ سرد و بازگشت نوك پيكان جهادي اجتناب ناپذير آنها به سمت غرب امكان حمايت امريكا از تندروهاي مذهبي را بسيار كاهش داده است و عملاً احتمال آن را به صفر رسانده است.
9. فكر مي‌كنم كمي هم بايد ايده‌آليست بود و به فلسفه‌ي سياسي و فلسفه‌ي تاريخي رويدادهاي واقع شده توجه نمود.
10. شرايط و ويژگي‌هاي محيط خاورميانه و جهان و روانشناسي رهبران و اراده‌ي انسانها در انجام يك رويداد سياسي و اجتماعي كه گاهي غيرقابل پيش‌بيني است، خود تأثير بسزايي در تكامل، روايي و پايايي تحليل‌ها خواهد داشت.
ارادتمند ايوب دروچي

فائقه داودابادی یکشنبه , ۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۶

باعرض سلام و خسته نباشید خدمت اقای دکتر نعمت پور.پیشاپیش عید سعید فطر را به شما و خانواده محترم تبریک عرض می نمایم. تحلیل حضرتعالی از گروه داعش بسیار جامع و کامل است و شبهات ذهن را برطرف می سازد.این جانب با مطالعه ی این تحلیل به پاسخ بسیاری از سوال هایم رسیذم.
امیدوارم در صورت دسترسی به اطلاعات جدید در مورد حمایت های اسرائیل و امریکا و کشور های دیگر از این گروه سلفی مطالب را به تحلیل خود بیفزایید

باتشکرفائقه داودابادی

انتخاب سردبیر