معنای محوریت یک تفاهم معلق! آیا ایران با آمریکا به توافقی رسیده؟ / گلعنبری: زمانی این توافق میسر میشود که……
یک کارشناس خاورمیانه درواکنش به اظهارات مقامات ایران و آمریکا درباره روند دیپلماسی گفت: در مسیر این تنش و جنگ ادامهدار، همیشه احتمال دستیابی به تفاهماتی وجود دارد و گاهی اوقات هم بالاست؛ اما چون هنوز ارادهای جدی برای حل تنش و نه صرفا مدیریت آن وجود ندارد، دستیابی به توافق نهایی همچنان بسیار بعید است و زمانی این توافق میسر میشود که جنگ به ایستگاه برقراری یک موازنه در منطقه رسیده باشد.
به گزارش خبرآنلاین، صابر گلعنبری کارشناس خاورمیانه و جهان عرب در یادداشتی با عنوان «معنای محوریت یک تفاهم معلق!» در کانال تلگرامی خود نوشت:
شنبه شب که تقریبا همه شواهد و قراین دال بر قریب الوقوع بودن دور دیگری از جنگ بود، ناگهان با اعلام دونالد ترامپ مبنی بر لغو حمله، جریان تحولات معکوس شد و حرف و حدیث از یک توافق احتمالی بالا گرفت. دنیای سیاست به همین اندازه سیال و متغیر است. به همان سرعت ناگهانی که دوباره ریتم اخبار و تحولات از جنگ به سمت دیپلماسی تغییر پیدا کرد، باز بعید نیست که این وضعیت دوباره به سوی جنگ معکوس شود.
علت اصلی چنین تحولات ناهمگون و برقآسایی در نبود مقومات حل و فصل معضل و بحران و محدودیتهایی است که دو طرف آمریکایی و ایرانی با آن مواجه هستند و گاهی اوقات هر دو را در آستانه انفجار از سر ناچاری به سمت مدیریت تنش برای جلوگیری از خروج اوضاع از کنترل سوق میدهد.
دیروز یکشنبه پس از اعلام ترامپ مبنی بر لغو حمله و همچنین دستیابی به چارچوب جدید یک توافق چند ساعتی در طرف ایرانی سکوتی قابل تامل حاکم بود تا این که از غروب به بعد اظهارات و مواضعی دال بر وجود تحولات و اتفاقات دیپلماتیک غیر منتظرهای بود که نشان میدهد ادعای ترامپ درباره دستیابی به چارچوبی جدید چندان بیراهه هم نبوده است.
از سخنان وزیر خارجه مبنی بر رسیدن مذاکرات ایران و عمان به ایستگاه پایانی و مرحله نهایی و رایزنیهای فشرده با عربستان و پاکستان، تحرکات فشرده در منطقه، اظهارات سخنگوی وزارت خارجه درباره تلاش تهران و مسقط برای رسیدن به یک تفاهم درباره گشودن مسیر جدیدی در تنگه هرمز تا پست رئیس جمهور ایران درباره یادداشت تفاهم.
در بحبوحه این تنشها، آنچه بیش از همه جلب توجه میکرد، پست رئیسجمهور بود که در آن تأکید کرد یادداشت تفاهم اسلامآباد با آمریکا، مرکز ثقل روابط خارجی ایران در آینده خواهد بود.
با توجه به معلق ماندن این تفاهمنامه و توقف اجرای آن از سوی آمریکا و سپس ایران این پرسش ایجاد میشود که چنین تفاهمی با این وضعیت چگونه میتواند محور روابط خارجی ایران قرار گیرد؟ در پاسخ، پست پیشگفته ذهن را به این سمت رهنمون میکند که تحولات دیپلماتیک در جهت بازگشت دو طرف به تفاهم نامه حرکت میکند؛ به این علت که تنها در صورت احیای آن میتواند محور روابط خارجی قرار گیرد.
پزشکیان در بخش دیگری از پست خود در "ایکس" میگوید که «باید بکوشیم دشمن به آنچه امضا کرده پایبند بماند». این جمله هم بدان معناست که مذاکرات کنونی حول محور بازگشت به این تفاهم نامه است. اما کلید این بازگشت ظاهرا در تنگه هرمز است که اگر دو طرف ایرانی و عمانی به تفاهمی برسند که مقبول آمریکا نیز باشد، این کلید هم در دسترس خواهد بود. در آن صورت، تنگه بازگشایی و محاصره هم رفع میشود.
حالا باید دید که آیا واقعا تحرکات فشرده دیپلماتیک در منطقه میتواند دوباره برون رفتی موقت برای پایین کشیدن فتیله تنش ایجاد کند یا دوباره عقربههای ساعت به سمت تشدید تنش باز میگردد.
در هر صورت، چنان که قبلا هم گفته شده است، در مسیر این تنش و جنگ ادامهدار، همیشه احتمال دستیابی به تفاهماتی وجود دارد و گاهی اوقات هم بالاست؛ اما چون هنوز ارادهای جدی برای حل تنش و نه صرفا مدیریت آن وجود ندارد، دستیابی به توافق نهایی همچنان بسیار بعید است و زمانی این توافق میسر میشود که جنگ به ایستگاه برقراری یک موازنه در منطقه رسیده باشد.
۳۱۵
