کد خبر : 8542
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۶:۵۰
56 views

بایسته های شورای اسلامی شهر

بایسته های شورای اسلامی شهر

بی هیچ مقدمه و بی آنکه چشم خود را با بی انصافی بر خدمات و پیشرفت‌های صورت گرفته ببندیم، باید گفت متأسفانه شاهدیم که تصمیمات غلط برخی مدیران و آنچه می توان «نظام رابطه سالار» حاکم بر بخش اعظم سیستم مدیریتی مملکت نامید، خساراتی جبران ناپذیر، فرصت‌سوزی‌های وافر و عقب ماندگی و محرومیت‌هایی آزار دهنده

بی هیچ مقدمه و بی آنکه چشم خود را با بی انصافی بر خدمات و پیشرفت‌های صورت گرفته ببندیم، باید گفت متأسفانه شاهدیم که تصمیمات غلط برخی مدیران و آنچه می توان «نظام رابطه سالار» حاکم بر بخش اعظم سیستم مدیریتی مملکت نامید، خساراتی جبران ناپذیر، فرصت‌سوزی‌های وافر و عقب ماندگی و محرومیت‌هایی آزار دهنده را برای‌مان به همراه داشته است؛ ولیکن همه مصائب منظور، مربوط به منصوبین و مسئولین اجرایی غیر منتخب نیست و شاید بتوان گفت که قریب به اتفاق آنچه اکنون بر حیات ملت حاکم است را باید اصالتاً محصول رأی، عقل جمعیِ عوام و خِرد شهروندان دانست که در فرایندهایی مردم سالارانه رئیس جمهور، نماینده مجلس و اعضای شورای شهر را خود بر می گزینند.

     آنچه امروز به عنوان “شورای اسلامی شهر” از آن یاد می کنیم یک تشکل مقدماتی و برداشتی حداقلی از فصل هفتم قانون اساسی است؛ ولی با وجود کاستن از وظایف و اختیارات آن، هرگز تضعیف جایگاه شوراها بر تصمیم‌گیری‌های خُرد و کلان شهرها را موجب نشده و اهمیت کار این نهاد مردمی به قوت خود باقی است و کرسی آن همان قدر که می تواند به صورت بالقوه فرصتی باشد، بلاشک تهدیدی اساسی و بالفعل را نیز برای آن ـ حتی در حد ملی ـ می توان متصور شد. البته با عنایت به خدمات و نتایج حاصل از عملکرد شوراها، خداوند متعال را شاکریم که حاکمیت، عاقلی به خرج داده و تا کنون علاوه بر افسار شهرداری‌ها، عنان فرهنگ، آموزش، اقتصاد، بهداشت و … شهرها را ـ آنچنان که در اصل یکصدم قانون اساسی بدان اشاره شده ـ به دست این هسته‌های نوپای دموکراتیک نسپرده وگرنه احوالات سردرگم شهرداری را امروز باید در سایر نهادهای تصمیم‌گیری و اجرایی نیز به نظاره می نشستیم!

     بر آگاهان پوشیده نیست که اکنون پس از گذشت قریب به چهار دهه از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و در فقدان احزاب کارآمد، مردمی و قوی؛ مشق دموکراسی برای نخبگان بسیار خسته‌کننده‌تر و املای آن برای عوام الناس بسیار سخت‌تر از آنی است که پیش از این تصور می شد (از بس که به هر دام فتادیم و رمیدیم ـ در مشت کسی نیست که مشتی پر ما نیست)! فقدان منطق‌گرایی و شایسته‌گزینی، جامعه را به سمتی می کشاند که خود نیز از استمرار “بدگزینی” به ستوه آمده و عدم تحقق وعده‌ها، مسیر سرخوردگی را پیش پای آنها می گشاید! ما به عنوان جامعه‌ای که منتقد وضع موجودیم، در نهایت باید برای کاستن از تأثیر مؤلفه‌های ویرانگری همچون “قومیت و احساسات” بر وزن رأی خود تصمیم بگیریم! مسیری که جوامع به اصطلاح پیشرفته سال‌هاست پای در آن نهاده و اغلب توفیقات مادی، علمی و تکنولوژیکی‌شان نیز مدیون همین نگاه شایسته سالار است!

     عقب ماندگی و افول ناشی از تأثیر منفی منتخبینِ نابلد در شهرهایی کوچک و “قوم‌پایه” که از پایین بودن میزان ضریب نفوذ آگاهی نیز رنج می برند به مراتب بیشتر به چشم می آید و تأثیر مستقیم آن را می توان در وجنات شهر و سیستم مدیریت شهری ملاحظه نمود! تأثیرپذیری افراد جامعه از ملاک‌های فریبنده و عدم توجه به سوابق و تجربیات مرتبط با امورات شهری، منجر به انتخاب گزینه‌های کوته‌بین و تنگ‌نظری خواهد شد که هیچ دردی از دردهای اغلب کهنۀ جامعه را درمان نخواهد کرد! افرادی که طی چنین فرایندی پیروز انتخابات می شوند، ذاتاً توان حل مسئله را نداشته و از ابزارهای مناسب (اعم از مادی و معنوی) کم بهره و یا بی بهره‌اند. چنین منتخبینی، از فرط تنگ نظری و بی وزنی، در حالتی که همواره جایگاه خود را مورد طمع و تهدید رقبا می بینند، بنا را بر جنگی فرسایشی با منتقدین گذاشته و خود را آنچنان که شایسته است، پاسخگو نمی دانند! شورایی که اعضایش به واسطه عدم تخصص و تسلط بر مباحث مربوط، توان کنترل شهردار منتخب خود را نداشته و از ارائه راهکارهای منطقی و تدوین برنامه‌های اجرایی عقلانی عاجز است، میدان را برای سوءاستفاده “دزدان با چراغ” فراهم نموده و آنچه که نباید بر سر شهر می آید! جای تعجب نیست که در چنین بستری، مواجب بگیرانی رنگارنگ با عناوینی همچون “مشاور”و “مباشر” و … گرداگرد مجموعه شهرداری رشد کنند و راه را برای سوءاستفاده هم‌قطاران خود تعریض نمایند!

     بدهکار کردن شهرداری به اشخاص حقیقی و حقوقی و اجرای توأمان طرح‌هایی که تا چند نسل‌ بعد شهردار و شورا را مدیون می نماید در شرایطی که میلیاردها ریال از بدهی‌های شهرداری و حقوق پرسنل بی‌پناه آن مسکوت مانده، چیزی جز نابخردی و “پیش پا نگری” را به تصویر نمی کشد! مدیریت عقلانی همواره بر تنظیم “دخل و خرج” تاکید داشته و چرخاندن امورات شهری با دست بردن در جیب آیندگان، کار چندان پسندیده و اخلاقی‌ای نیست! هنر مدیریت شهری، ساختن و آباد نمودن با داشته‌ها و توسعه منابع درآمدی است و این مهم جز به واسطه تخصص، تجربه، خلاقیت و پژوهش، محقق نخواهد شد! جامعه باید از افرادی که کمترین تجربه را در امور مدیریت شهری داشته و با علوم مهندسی‌ِ مرتبط با وظایف شهرداری‌ها کاملا بیگانه‌اند انتظاراتش را کاهش دهد (از مکافات عمل غافل مشو ـ گندم از گندم بروید، جو ز جو )!

     به نظر می رسد آگاهی دادن هر چه بیشتر به مردم در زمینه ملاک‌های انتخاب اعضای شورا و جلوگیری از احساس تکلیف مدعیان ناکارآمد، زمینه را برای ترکیبی کیفی‌تر و “تغییری” در راستای تحقق “پیشرفت” مهیا نماید.

علی زنگنه – کارشناس ارشد مهندسی معماری

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

حقوقدان پنج شنبه , ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۱

سلام
آقای زنگنه جوان از اساتید دانشگاه می باشد که فقط بخشی از مسایل کلی را فرمایش کردند که خود نشان از تسلط بر ریز امور شهری است و انشاالله افرادی جوان و سالم و مسلط همچون ایشان در دوره بعدی شورا حضور داشته باشند.

انتخاب سردبیر