توسعه استان ها و توصیه معاونت راهبردی

توسعه استان ها و توصیه معاونت راهبردی ساختار تصمیم‌سازی ایران به خصوص در سطوح استانی برای بازیابی این منابع چندگانه باید بتواند در تمام ارکان، ایجاد فرصت‌های برابر و منصفانه، ارزیابی مستمر بهره‌وری و پاداش به بهترین عملکرد، رو آوردن به کنشگری جریان‌های اجتماعی و بازیگری مردم به عنوان حامیان و ناظران سیاست‌های ملی را جایگزین حامی پروری و ایجاد فرصت‌های درآمدی رانتی کند. اگر به تاریخ کشورهای صادرکنن..

توسعه استان ها و توصیه معاونت راهبردی

توسعه استان ها و توصیه معاونت راهبردی

ساختار تصمیم‌سازی ایران به خصوص در سطوح استانی برای بازیابی این منابع چندگانه باید بتواند در تمام ارکان، ایجاد فرصت‌های برابر و منصفانه، ارزیابی مستمر بهره‌وری و پاداش به بهترین عملکرد، رو آوردن به کنشگری جریان‌های اجتماعی و بازیگری مردم به عنوان حامیان و ناظران سیاست‌های ملی را جایگزین حامی پروری و ایجاد فرصت‌های درآمدی رانتی کند.

اگر به تاریخ کشورهای صادرکننده نفت نگاهی بیندازیم، به نظر می‌رسد که سرمایه‌ای به‌نام نفت، مسیر سیاسی و خوشبختی عمومی را برای آنان با سرنوشت‌هایی متفاوت رقم زده‌است. گاه، ظرفیت نهادهای سیاست‌گذار و تصمیم‌ساز را کاهش داده و گاه منجر به تقویت و ثبات در آینده آن کشورها شده‌است. به عبارتی گاه فرصت بوده و گاه تهدید. درباره علل چگونگی تبدیل شدن این منبع به فرصت یا تهدید ده‌ها عامل بازیگر دیگر نیز موثر بوده‌اند، اما تمام این عوامل ذیل یکی از رویکردهای غالب لحاظ شده‌اند.

هر بار که به استانی سفر می‌کنم، منابع و فرصت‌های بسیاری که اکثراً یا خاموشند و یا به گوشه‌ای رانده شده‌اند را مرور می‌کنم. از فرصت منابع طبیعی تا انسانی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی. فرصت‌هایی که حتما ده‌ها مدیر و صدها دغدغه مند درباره‌شان گفته و یا نوشته‌اند، اما در اکثر موارد ایده، «دولت رانتی» درباره‌شان حقیقی شده و گاه نیز نظریه «نفرین منابع» تا بن استخوان رسوخ کرده‌است. هم نظریه نفرین منابع و هم دولت رانتی، بر عملکرد دولت‌ها در حفظ نظم و پایداری نظام سیاسی‌شان تأکید دارند.

در دولت رانتی، تأکید بر حامی پروری است و نفرین منابع، تاکید بر ایجاد فرصت‌های شغلی و درآمد پایدار که مبتنی بر رانت است. نکته همین‌جا است که این دو الگوی توسعه‌نما، تنها در زمان وفور منابع توان کنشگری دارند و در زمان افول منابع، هیچ راهی را پیش روی سیاست‌گذاران قرار نمی‌دهند. امروز که دهه‌ها از هشدار متخصصان و دلسوزان گذشته، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند از محدود نبودن سرمایه آب، خاک، جنگل، بیابان، نیروی انسانی، صنایع فرهنگی و گردشگری، خرده توانایی‌های بومی و محلی سخن نگوید، به عبارتی ایران امروز ما در وضعیت افول منابع متعدد قرار گرفته و نسخه‌های ویترینی برایش کارساز نیست.

ساختار تصمیم‌سازی ایران به خصوص در سطوح استانی برای بازیابی این منابع چندگانه باید بتواند در تمام ارکان، ایجاد فرصت‌های برابر و منصفانه، ارزیابی مستمر بهره‌وری و پاداش به بهترین عملکرد، رو آوردن به کنشگری جریان‌های اجتماعی و بازیگری مردم به عنوان حامیان و ناظران سیاست‌های ملی را جایگزین حامی پروری و ایجاد فرصت‌های درآمدی رانتی کند. تا امروز نیز، آن‌جایی که مدیران هرچند با توان اندک رو به این الگو آورده‌اند، نتیجه امید برای پیش رفتن به پیش، تقویت شبکه‌های بومی و ورود نیروهای جدید، نتیجه بخش بودن و در نهایت حل مسائل خرد و میانی محلی و گاه ملی است.

* متین رمضان‌خواه پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری اجتماعی و معاون اجتماعی و استانی معاونت راهبردی رئیس جمهور

منبع: جماران

۲۱۶۲۱۶

لینک کوتاه خبر:

https://safirshushtar.ir/?p=23951

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: